پيام
+
دلم جز هوايت هوايي ندارد
لبم غير نامت نوايي ندارد
وضو و اذان و نماز و قنوتم
بدون ولايت بهايي ندارد
دلي که نشد خانه ياس نرگس
خراب است و ويران، صفايي ندارد
بيا تا جوانم بده رخ نشانم
که اين زندگاني وفايي ندارد

زندگي رسم خوشاينديست
92/5/31
اي كه مرا خوانده اي،
حيرانم... دلم «امام» مي خواهد... «امام»...دست نوازش بر سر يتيم...