بهار من - بهانه دل
سفارش تبلیغ
صبا ویژن

بهانه دل

می نویسم بر در و دیوار کویش حال خویش باشد آن را یار خواند یا کسی گوید به یار

به نام خدای مهر

السلام علیک یا صاحب الزمان

بی مقدمه می گویم:

آقا اجازه! دلم برایتان تنگ شده

دارد عید می آید! دارد رنگ و بوی هوا عوض می شود! درخت ها شکوفه می دهند!

بچه ها با ذوق و شوق به سمت خرید لباس تازه و نو می روند!

بزرگترها که روی بچه ها را کم کرده اند!

ظاهرا خیلی چیزها عوض می شوند... نو می شوند... زیبا می شوند...!

اما یک چیز است که همان شکلی مانده، عوض نشده

آقا جانم

رنگ و بوی دلمان همان است که بود! هم چنان فصلش پائیز است...

فصل دل ما و دل عالم برگ ریزان است.

اگر چه تک درخت پیر پائیز گذرگاهم، اما                 بهار من شکوفا می شود، وقتی تو می آیی

مولای مهربانم

عید که می شود ناخودآگاه دلم غصه دار می شود. آخر مگر بی شما عیدی هم وجود دارد!

چه کودکیم ما که با دو تا لباس و شکلات شاد می شویم. عید دار می شویم!

کاش می توانستم با صدای بلند به همه عالمیان بگویم:

این جشن ها برای من آقا نمی شود...

پائیز



نوشته شده در چهارشنبه 91 اسفند 23ساعت ساعت 12:31 عصر توسط عابر کوچه های عشق| نظر

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Night Skin